تبليغاتX
زهراجون
خاطرات من از دوران کودکی زهرا جون
سلام.

قرار بود برای تولد 5 ماهگی زهرا جون مطلب جدید بنویسم ولی فرصت نشد .
یعنی اصلا خونه نبودم که بتونم چیزی بنویسم.

خب بگذریم .

قبلا گفته بودم که زهرا جون به تصویر خودش توی آینه می خنده ،

چند روزه که وقتی توی آینه تصویر خودش رو می بینه ، دستش رو به طرف اون دراز میکنه و کم کم شروع می کنه به زبون خودش با تصویرش حرف زدن ...

این ارتباط بر قرار کردن خیلی جالبه ... کلا همه کارهای بچه ها جالبه ...

این که آدم مراحل رشد و تکامل نوع خودش رو ببینه و بفهمه که چطور از هیچی به اینجایی که الآن هست رسیده ...

فقط وقتی یه کمی فکر کنی که چطور بچه ای که زبون آدم رو نمی فهمه ، کم کم اول حروف رو جداگانه ادا می کنه ، بعد کلمات رو درک می کنه و بعدش هم حروف رو سر هم وصل میکنه و کلمه ها رو میگه ...

یا بچه ای که فقط میتونه بخوابه و کار دیگه ای بلد نیست ، یواش یواش اول غلطیدن رو یاد می گیره ، بعد سینه خیز میره ، بعد روی چهار دست و پا راه میره و بعد هم می ایسته و راه میره ...

یه قسمتی از شیرینی بچه ها همین دیدن رشدشونه ...

فعلا همین ... التماس دعا
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 22:39  توسط بدایه | 
سلام.

دوستان خیلی اصرار کرده بودن که عکسهای زهرا جون رو ببینن.

من هم چون اصلا دوست ندارم حجم وبلاگم بالا بره لینک این عکسها رو می ذارم تا هرکس دوست داره بره و ببینه

http://www.cloob.com/profile/album/photoall/username/bedayah/wrapper/true

فعلا همین .... التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 18:51  توسط بدایه | 
سلام

چند وقتی بود که دنبال کتابهای تربیتی می گشتم

تنها کتابهایی که تا قبل از ازدواجم دیده بودم کتابهای مادر و پدر یک دقیقه ای بود نوشته دکتر اسپنسر جانسون که روش بسیار جالبی در مورد رفتار با کودکان ابداع کرده.ترجمه های متفاوتی از این کتاب ها توی بازار پیدا میشه و ناشران مختلفی هم اونها رو چاپ کردن.

یه کتاب دیگه هم هست که برای رشد توانایی های کودکان از بدو تولد، خیلی به درد می خوره؛ اسمش هست " همه کودکان تیزهوشند اگر ... " ناشرش هم بنیاد تعلیم و تربیت بنیادین هست
من به همه کسانی که دارن بچه دار میشن و یا تازه بچه دار شدن و حتی بچه های زیر هفت سال دارن توصیه می کنم حتما این کتاب رو بگیرن و بخونن. خیلی به درد می خوره.

این کتابها رو هم دوستان توی تالار گفتمان کانون رهپویان پیشنهاد کرده بودن که خودم هنوز پیداشون نکردم ولی اسم بعضی از اونها رو شنیدم و فکر می کنم خوب باشن
راهنماي كامل تربيت كودك نوشته اليزابت پنتلي ، مترجم اكرم قيطاسي از انتشارات صابرين

"راهنمای فرزند پروری موفق" و "والدین و فرزندان زیر شش سال" و "والدین مؤثر، فرزند مسئول" نوشته گری مک‌کی و همکاران ترجمه مجید رئیس دانا از انتشارات رشد
"کلیدهای تربیت کودکان و نوجوانان" از انتشارات صابرین
"آرام کردن طوفان خانوادگی" از انتشارات تندیس علم
"نسیم مهر" پاسخگوی پرسش های تربیتی خانواده درباره كودكان و نوجوانان از موسسه فرهنگی هنری خادم الرضا
این کتاب آخر جمع آوری گفتگوهای حجة الاسلام دهنوی در رادیوی معرف هست و در دو جلد چاپ شده.

اگه دوستان کتاب های دیگه ای هم دارن یا می شناسن، خوشحال می شم که بهم معرفی کنن.

فعلا همین .... التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 12:32  توسط بدایه | 
سلام

چند روزیه که زهرا جون یاد گرفته صداهای ممتد تولید کنه .
خیلی هم از این کار خوشش میاد. و سعی میکنه صداش رو با بم و زیر کردن تغییر بده.
من اسم این کارش رو گذاشتم آواز خوندن
ولی مادرم به این کار میگن سخنرانی

خلاضه این آواز خوندن یا سخنرانی سرگرمی جالبی شده؛ هم برای زهرا و هم برای من!!
روزهای اولی که این کار رو یاد گرفته بود وقتی بهش توجه می کردیم، ساکت میشد و دیگه ادامه نمی داد. ولی الآن دیگه این طور نیست؛ اگه وسط تولید صداش بهش توجه کنیم و باهاش صحبت کنیم و یا تشویقش کنیم با خنده این کار رو ادامه میده.
حتی گاهی وقتها که دستش توی دهنش هست هم، کارش رو ادامه میده.
خب این هم یه قدم دیگه است به سوی یادگیری صحبت کردن.

فعلا همین ... التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 12:30  توسط بدایه | 
سلام.

چند روزی میشه که زهرا جون رو با آینه آشنا کردیم.
ظاهرا که خیلی براش جالب و سر گرم کننده بوده، چون خیلی جلوی آینه می خنده یا به اون خیره میشه.

دیروز برای اولین بار وقتی بردمش جلوی آینه دستش رو برای گرفتن تصویر توی آینه به آینه زد.

اولش توی آینه یه نگاه به صورت من می کرد، وقتی خنده منو می دید، یه نگاه به صورت خودش می انداخت و می خندید.

تجربه خیلی قشنگی بود. هم برای من و هم برای زهرا جون

راستی دوستان گفته بودن که عکسهای زهرا جون رو توی وبلاگم بذارم، ولی چون من نسبت به بالا بودن حجم وبلاگ حساسیت شدیدی دارم فقط در آینده نزدیک یه لینک برای دوستان می ذارم تا خودشون برن و ببینن....

فعلا همین ... التماس دعا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 20:55  توسط بدایه | 
سلام

دیروز زهرا جون رو بردیم مرکز بهداشت تا واکسن های چهار ماهگیش رو براش بزنن.

اولش که اون خانوم پرستار سوزن سرنگ رو وارد پای زهرا کرد زهرا اصلا گریه نکرد و نفهمید چی شده.

بعدش که همه محتویات سرنگ خالی شد، یهو گریه اش گرفت. یه کمی که روی سر و صورتش دست کشیدم ساکت شد و خندید.

وقتی اومدیم خونه هم هنوز مشغول دست و پا زدن و بازی بود. بعد کم کم شروع کرد به نق زدن و گریه کردن.

دیگه شروع شده بود با اینکه همون اول که آوردمش خونه فوری بهش قطره استامینوفن دادم ولی خیلی بی تابی کرد تا بالاخره خوابید.

با مامانم تماس گرفتم و خواهش کردم که بیان خونه ما. مامانم هم از روی مهربونی و علاقه ای که به من زهرا جون دارن با همه خستگی شون قبول کردن و اومدن. شب هم بابام با داداشام اومدن و خلاصه نذاشتن من و زهرا جون تنها بمونیم.

آخه بابای زهرا جون دیشب به خاطر یه مشکلی که توی کار شرکتشون پیش اومده بود مجبور شد شرکت بمونه و تا صبح مشکل رو حل کنه.

حلاصه تا امروز صبح زهرا جون خیلی بیقرار بود و هر چهار ساعت یه بار به خاطر تبش مجبور شدم بهش قطره استامینوفن بدم. اصلا هم درست شیر نخورد.

الآن هم خوابیده و دیگه تب نداره. امیدوارم هرچی زودتر حالش خوب بشه و بتونه خوب شیر بخوره.

فعلا همین ... التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 17:19  توسط بدایه | 
امروز شنبه است. همون شنبه ای که همیشه قرار بوده همه کارها رو از اون شروع کنم و ادامه بدم.

دیگه می خوام این شنبه رو از دست ندم و منتظر شنبه های بعدی نمونم.

امروز اولین روز ماه پنجم زندگی دخترم هم هست. دختر معصومی که خدا چهار ماه پیش بعد از کلی انتظار به ما داد. نمی دونم می تونم این معصومیت رو براش حفظ کنم یا نه؟

از خدا می خوام که به حق صاحب اسم دخترم، حضرت زهرا(س)، همون خانم مهربونی که امروز روز شهادتشونه، همون مادر عزیزی که امروز بچه های معصوم و مظلومشون تنها می مونن، کمکم کنه که بتونم دخترم رو خوب تربیت کنم....

 امروز صبح کلی با هم توی حموم آب بازی کردیم و همدیگه رو خیس کردیم خیلی خوب بود.

الآن هم داریم با هم میریم خونه مامان جون و باباجون.

فعلا همین ... التماس دعا ....

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387ساعت 16:57  توسط بدایه |